شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شداز سرِ پیمان بِرَفت، با سرِ پیمانه شد
۲
صوفیِ مجلس که دی، جام و قدح می‌شکستباز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد
۳
شاهدِ عهدِ شباب، آمده بودش به خوابباز به پیرانه‌سر‌، عاشق و دیوانه شد
۴
مُغْ‌بَچه‌ای می‌گذشت، راهزنِ دین و دلدر پِیِ آن آشنا، از همه بیگانه شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth