خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمدکز حضرتِ سلیمان، عشرت اشارت آمد
۲
خاکِ وجود ما را، از آبِ دیده گِل کنویرانسرایِ دل را، گاهِ عمارت آمد
۳
این شرحِ بینهایت، کز زلفِ یار گفتندحرفیست از هزاران، کاَندر عبارت آمد
۴
عیبم بپوش زنهار، ای خرقهٔ مِیآلودکآن پاکْ پاکدامن، بهرِ زیارت آمد
صفحهٔ ۱ از ۳