خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا در پی دهانش بگذاشتم قدم راگفتم به هر وجودی کیفیت عدم را
۲
محمود بوسه میزد پای ایاز و میگفتبنگر چه میکند عشق سلطان محتشم را
۳
بر تختگاه شاهی آسوده کی توان شدبگذار تاج کی را، بردار جام جم را
۴
چندی غم زمانه میخورد خون ما راتا می به جام کردیم، خوردیم خون غم را
صفحهٔ ۱ از ۴