شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طالب جانان به جان خریده الم راعاشق صادق کرم شمرده ستم را
۲
صف زده مژگان چشم خیمه نشینیاز پی قتلم کشیده خیل حشم را
۳
قبلهٔ خود ساختم بتی که جمالشپرده نشین ساخت صد هزار صنم را
۴
خرمی شادی فزا که مایهٔ مستی استهیچ دوایی نکرده چارهٔ غم را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth