شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد وقت مرگ نوش لبی هم‌نشین مراعمر دوباره شد نفس واپسین مرا
۲
با صد هزار حسرت از آن کو گذشته‌اموا حسرتا اگر بگذارد چنین مرا
۳
چون برکنم ز سینهٔ سیمین دوست دلکه ایزد نداده است دل آهنین مرا
۴
گفتم به چشم عقل نیفتم به چاه عشقبستی نظر ز نرگس سحر آفرین مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth