شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دادیم به یک جلوهٔ رویت دل و دین راتسلیم تو کردیم هم آن را و هم این را
۲
من سیر نخواهم شدن از وصل تو آریلب تشنه قناعت نکند ماء معین را
۳
می‌دید اگر لعل تو را چشم سلیمانمی‌داد در اول نظر از دست نگین را
۴
بر خاک رهی تا ننشینی همهٔ عمرواقف نشوی حال من خاک نشین را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth