خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در قمار عشق آخر، باختم دل و دین راوازدم در این بازی، عقل مصلحت بین را
۲
فصل نوبهار آمد، جام جم چه میجوییاز می کهن پرکن، کاسهٔ سفالین را
۳
آن که در نظر بازی ، عیب کوهکن کردیکاش یک نظر دیدی، عشوههای شیرین را
۴
باد غیرت آتش زد، در سرای عطارانتا به چهره افشاندی، چین زلف مشکین را
صفحهٔ ۱ از ۳