خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه دست آن که بگیریم زلف ماهی رانه روز روشنی از پی شب سیاهی را
۲
فغان که بر در شاهی است دادخواهی ماکه از ستم ندهد داد دادخواهی را
۳
گدای شهرم و بر سر هوای آن دارمکه سر نهم به کف پای پادشاهی را
۴
ز خسروان ملاحت کجا روا باشدکه در پناه نگیرند بیپناهی را
صفحهٔ ۱ از ۳