شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش در آغوشم آمد آن مه نخشبکاش که هرگز سحر نمی‌شدی این شب
۲
مهوشی از مهر در کنار من آمدچون قمر اندر میان خانهٔ عقرب
۳
عشق به جایی مرا رساند که آنجاگردش گردون نبود و تابش کوکب
۴
هست به سر تا هوای کعبه مقصودکوشش راکب خوش است و جنبش مرکب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth