شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طبیب اهل دل آن چشم مردم آزار استولی دریغ که آن هم همیشه بیمار است
۲
نگار مست شراب است و مدعی هشیارفغان که دوست به خواب است و خصم بیدار است
۳
چگونه در غم او دعوی وفا نکنمکه شاهدم دل مجروح و چشم خون‌بار است
۴
هنوز قابل این فیض نیستم در عشقوگرنه از پی قتلم بهانه بسیار است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth