خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک اشارت ز تو بر قتل جهان بسیار استدر کمینی که تویی تیر و کمان بیکار است
۲
من و اوصاف تو تا شغل قلم تحریر استمن و تحسین تو تا کار زبان گفتار است
۳
بر سیمین تو را از زر خالص ننگ استرخ رخشان تو را از مه تابان عار است
۴
عاشق روی تو از سرو چمن دلتنگ استساکن کوی تو از باغ جنان بیزار است
صفحهٔ ۱ از ۲