خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دل سخت تو کز سنگ سیه سختتر استمیتوان یافت که آه دل ما بیاثر است
۲
من و سودای غمت گر همه جان در خطراستمن و خاک قدمت گر همه خون در هدر است
۳
آن که کرد از غم عشق تو ملامت ما راعلت آن است که از شادی ما بیخبر است
۴
به خدا کز تو کسی قطع نظر نتواندزآن که این حسن خدا داده برای نظر است
صفحهٔ ۱ از ۳