شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز استدرهای جنون بر من سودازده باز است
۲
شور دل فرهاد شکر خندهٔ شیرینتاج سر محمود و کف پای ایاز است
۳
چشمی که تویی شاهد او محو تماشاجایی که تویی قبلهٔ او گرم نماز است
۴
زان عمر من و زلف تو کوتاه و بلند استزیرا که به هر ورطه نشیب است و فراز است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth