خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دیدن آن ماه فروزنده محال استفیروزیام از اختر فرخنده محال است
۲
تا زلف پراکندهٔ او جمع نگرددجمعیت دلهای پراکنده محال است
۳
تا از همه شیرین دهنان چشم نپوشیبوسیدن آن لعل شکرخنده محال است
۴
مشکل که به دستم رسد آن لعل گهر باربر دست گدا گوهر ارزنده محال است
صفحهٔ ۱ از ۳