شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب جدایی تو روز واپسین من استکه ناله همنفس و گریه همنشین من است
۲
میان گبر و مسلمان از آن سرافرازمکه زلف و روی تو آیات کفر و دین من است
۳
به عرصه‌ای که درآیند خیل سوختگانمنم که داغ تو آرایش جبین من است
۴
فتاده تا نظرم بر کمان ابروی توچه دیده‌ها که ز هر گوشه در کمین من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth