شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار من تا به زلف یار من استصد هزاران گره به کار من است
۲
هر کجا روز تیره‌ای بینیدست پرورد روزگار من است
۳
شادمانی به شدمن ارزانیتا غم دوست دوستدار من است
۴
ناصح تیره‌دل چنان داندکه محبت به اختیار من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth