شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حور تویی، بوستان بهشت برین استباده به من ده که سلسبیل همین است
۲
حادثه‌ها را ز چشم مست تو بیندبر سر هر کس که چشم حادثه بین است
۳
کس نستاند به هیچ نافهٔ چین راتا سر زلف تو سر به سر همه چین است
۴
تا که دو زلف تو بر یسار و یمین استچشم دو عالم بدان یسار و یمین است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth