شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب ز رخش انجمنم خلد برین استحوری که خدا وعده به من داده همین است
۲
رفتن به سلامت ز در دوست گمان استمردن به ملامت ز غم عشق یقین است
۳
گفتم که گرفت آتش عشق تو جهان راگفتا صفت عشق جهان‌سوز چنین است
۴
فریاد که پیوسته ز ابروی تو ما راهر گوشه کماندار بلایی به کمین است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth