شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حَسْبِ حالی نَنِوِشتی و شد ایّامی چندمَحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند؟
۲
ما بدان مقصدِ عالی نتوانیم رسیدهم مگر پیش نَهَد لطفِ شما گامی چند
۳
چون مِی از خُم به سبو رفت و گُل افکند نقابفرصتِ عیش نگه دار و بزن جامی چند
۴
قندِ آمیخته با گُل نه علاجِ دلِ ماستبوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth