خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیستیاقوت لبت قسمت خونین جگری نیست
۲
المنة للّه که به عهد رخ و زلفتبر گردن من منت شام و سحری نیست
۳
پیداست ز نالیدن مرغان گلستانکاسوده ز سودای غمش هیچ سری نیست
۴
فریاد که جز اشک شب و آه سحرگاهاندر سفر عشق مرا هم سفری نیست
صفحهٔ ۱ از ۳