خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چندی از صومعه در دیر مغان باید رفتقدمی چند پی مغبچگان باید رفت
۲
نقد جان را به سر کوی بتان باید دادپاک شو پاک که در عالم جان باید رفت
۳
عیش کن عیش که دوران بقا چیزی نیستباده خور باده که در خواب گران باید رفت
۴
می ز مینا به قدح ریز و ز عشرت مگذرکه به حسرت ز جهان گذران باید رفت
صفحهٔ ۱ از ۳