شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشتسحر چو می‌شد از آن کو به ناله بر می‌گشت
۲
پس از مجاهده چون همدم تو می‌گشتمدل از مشاهده مدهوش و بی خبر می‌گشت
۳
به آرزوی تو یک قوم کو به کو می‌رفتبه جستجوی تو یک شهر در به در می‌گشت
۴
به طرهٔ تو کسی می‌کشید دست مرادکه هم چو گوی ز چوگان او به سر می‌گشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth