خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز مردن سویم از رحمت نگاهی کرد و رفتوقت رفتن به حسرت طرفه آهی کرد و رفت
۲
دل حدیث شوق خود در بزم جانان گفت و مرددادخواهی عرض حالش را به شاهی کرد و رفت
۳
تا نظر بر عارضش کردم، خط مشکین دمیدتا به حشرم صاحب روز سیاهی کرد و رفت
۴
ترک چشم او ز مژگان بر سرم لشکر کشیدغارت ملک دلم باز از سپاهی کرد و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲