شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا پرده ز صورتش برافتادآتش به سرای آذر افتاد
۲
صبر از دل من مخواه در عشقکشتی نرود چو لنگر افتاد
۳
خط سر زد از آن لبان شیرینطوطی به میان لشکر افتاد
۴
بیرون نرود به هیچ دستانسری که ز عشق بر سر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth