شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل در اندیشهٔ آن زلف گره‌گیر افتادعاقلان مژده که دیوانه به زنجیر افتاد
۲
خواجه هی منع من از باده‌پرستی تا کیچه کند بنده که در پنجهٔ تقدیر افتاد
۳
دامنش را ز پی شکوه گرفتم روزیکه زبان از سخن و نطق ز تقریر افتاد
۴
گفتم از مسالهٔ عشق نویسم شرحیهم ز کف نامه و هم خامه ز تحریر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth