خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقدها را بُوَد آیا
که عیاری گیرند؟تا همه صومعهداران، پی کاری گیرند
۲
مصلحتدید من، آن است
که یاران، همه کاربگذارند و خم طُرّهٔ یاری گیرند
۳
خوش گرفتند حریفان، سر
زلف ساقیگر فلکْشان بگذارد که قراری گیرند
۴
قُوَّتِ بازوی پرهیز
به خوبان مفروش!که در این خیل، حصاری به سواری گیرند
صفحهٔ ۱ از ۲