شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در پای تو تا زلف چلیپای تو افتادبس دل که از این سلسله در پای تو افتاد
۲
تنها نه من افتادهٔ سر پنجهٔ عشقمبس تن که ز بازوی توانای تو افتاد
۳
هرگز نشود مشتری یوسف مصریشوریده سری کز پی سودای تو افتاد
۴
در دیدهٔ عشاق نه کم ز آب حیات استخاکی که بر آن سایهٔ بالای تو افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth