خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل تو به سر چشمهٔ زمزم نتوان داداین مهر خدا داده به خاتم نتوان داد
۲
عشاق تو را زجر پیاپی نتوان کردمستان تو را جام دمادم نتوان داد
۳
بر چشم تو نتوان نظر از عین هوس کردآهوی حرم را به خطا رم نتوان داد
۴
هر کس خم ابروی تو را دید به دل گفتدر هیچ کمانی به از این خم نتوان داد
صفحهٔ ۱ از ۳