شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک مست تو به دست از مژه خنجر داردباز این فتنه ندانم که چه در سر دارد
۲
یارب از زلف پریش تو دلم جمع مبادکه پریشانی او عالم دیگر دارد
۳
ماه نو در فلک از دست غمش شد به دو نیمخم ابروی تو اعجاز پیمبر دارد
۴
دعوی عشق کسی راست مسلم که مداماشک سرخ و رخ زرد و تن لاغر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth