خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغی کاین همه پروانه داردیقین کز سوز ما پروا نه دارد
۲
نه چشمش مردمان را سرخوشیهاستخوشا دوری که این پیمانه دارد
۳
ز زنجیر سر زلفش توان یافتکه کاری با دل دیوانه دارد
۴
دل خلقی به خاک او گرفتارچه خرمنها کز این یک دانه دارد
صفحهٔ ۱ از ۳