خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی که در دل شب چشم خون فشان داردبیاض چهرهاش از خون دل نشان دارد
۲
ز پرده راز دلم عشق آشکارا کردکه شعله را نتواند کسی نهان دارد
۳
به سختی از سر بازار عشق نتوان رفتکه این معامله هم سود و هم زیان دارد
۴
به تیرهروزی من چشم روزگار گریستندانم آن مه تابان چه در کمان دارد
صفحهٔ ۱ از ۳