خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرخ یک بوسه گر آن لعل به صدجان میکردمشتری فکر خریداریاش آسان میکرد
۲
تلخ کام از لب شیرین بتی جان دادمکه به یک خنده جهان را شکرستان میکرد
۳
همه جعمیت عشاق پریشان میشدچون صبا شرحی از آن زلف پریشان میکرد
۴
کوی دل ها همه از شوق به سر میغلطیدچون خم طره او دست به چوگان میکرد
صفحهٔ ۱ از ۳