شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوشا رندی که رو در ساحت می‌خانه کردچارهٔ دور فلک از گردش پیمانه کرد
۲
سال ها کردم به صافی خدمت میخانه راتا می صاف محبت در وجودم خانه کرد
۳
دانهٔ تسبیح ما را حالتی هرگز ندادبعد از این در پای خم، انگور باید دانه کرد
۴
نازم آن چشم سیه کز یک نگاه آشنامردم آگاه را از خویشتن بیگانه کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth