خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا صبا شانه بر آن سنبل خم در خم زدآشیان دل یک سلسله را بر هم زد
۲
بود از زلف پریشان توام خاطر جمعفتنه عشق چو گیسوی تواش بر هم زد
۳
تابش حسن تو در کعبه و بت خانه فتادآتش عشق تو بر محرم و نامحرم زد
۴
تو صنم قبلهٔ صاحب نظرانی امروزکه زنخدان تو آتش به چه زمزم زد
صفحهٔ ۱ از ۳