شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نرگس مست تو راه دل هشیاران زدخفته را بین که چسان بر صف بیداران زد
۲
عشق هر عقده که در زلف گره گیر تو بودگه به کار من و گاهی به دل یاران زد
۳
ساقی آن باده که از لعل تو در ساغر ریختآتشی بود که در خانهٔ میخواران زد
۴
تو که از قید گرفتاری دل آزادیکی توان با تو دم از حال گرفتاران زد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth