خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم مستش اگر از خواب گران برخیزدای بسا فتنه که در دور زمان برخیزد
۲
از پی جلوه گر آن سرو روان برخیزددل به عذر قدمش از سر جان برخیزد
۳
عجبی نیست که در صحبت آن تازه جوانپیر بنشیند و آن گاه جوان برخیزد
۴
ضعفم از پای درانداخت خدایا مپسندکه ز کویش تن بی تاب و توان برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳