شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشدآیینه صفت محو تماشای تو باشد
۲
صاحب نظر آن است که در صورت معنیچشم از همه بربندد و بینای تو باشد
۳
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بارسحری است که در نرگس شهلای تو باشد
۴
آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرددر چین سر زلف چلیپای تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth