خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفس نامسلمانم از گنه پشیمان شدراهبی به راه آمد کافری مسلمان شد
۲
دانههای خال او دام راه آدم گشتحلقههای موی او مار حلق شیطان شد
۳
از سیاهی بختم زلف یار در هم گشتوز تباهی حالم چشم دوست حیران شد
۴
تا به پای او دادم نقد جان به آسانیمطلبم به دست آمد سخت کار آسان شد
صفحهٔ ۱ از ۴