شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو جوانی که ز سودای غمت پیر نشدکو وجودی که ز جان در طلبت سیر نشد
۲
مالکی نیست که در عهد تو مملوک نگشتکشوری نیست که در دست تو تسخیر نشد
۳
خاطری شاد از آن کوی شکرخند نشدگرهی باز از آن جعد گره گیر نشد
۴
حلق ما لایق آن حلقهٔ فتراک نگشتخون ما قابل آن قبضهٔ شمشیر نشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth