خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچم آرام دل از زلف دل آرام نماندنازم این حلقه کزو هیچ دل آرام نماند
۲
بس که مرغ دلم از ذوق اسیری پر زدغیر مشتی پر ازو در شکن دام نماند
۳
سروقدی دلم از طرز خرامیدن بردکه مرا در پی او قوت رفتار نماند
۴
گر بت من ز در دیر درآید سرمستاز حرم بانگ برآرند که اسلام نماند
صفحهٔ ۱ از ۳