خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با وجود نگه مست تو هشیار نماندپس از این ساقی خود باش که دیار نماند
۲
در خور دولت بیدار نگردد هرگزآن که شب تا سحر از عشق تو بیدار نماند
۳
زینهار از تو که هنگام شهادت ما رازیر تیغت به زبان حالت زنهار نماند
۴
بس که آلوده شد از خون خریدارانتمشت خاکی به سر کوچه و بازار نماند
صفحهٔ ۱ از ۳