شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستان بزم عشق شرابی نداشتنددر عین بی خودی می نابی نداشتند
۲
هرگز به غیر خون دل و پارهٔ جگرشوریدگان شراب و کبابی نداشتند
۳
قربان قاتلی که شهیدان عشق اوجز آب تیغ حسرت آبی نداشتند
۴
با قاتل از غرور ندارد سر حساببا کشتگان عشق حسابی نداشتند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth