خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به دل خوردهام از عشق گلی خاری چندباز گردیده به رویم در گلزاری چند
۲
دست همت به سر زلف بلندی زدهامکه به هر تار وی افتاده گرفتاری چند
۳
تا مرا دیده بر آن نرگس بیمار افتادهر سر مو شدم آمادهٔ آزاری چند
۴
مست خواب سحر از بهر همین شد چشمشکه به گوشش نرسد نالهٔ بیداری چند
صفحهٔ ۱ از ۳