شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَندیعنی همه جا غیرِ خدا یار نَدیدَند
۲
هر دست که دادند از آن دست گرفتَندهر نکته که گفتند همان نکته شَنیدَند
۳
یک طایفه را بَهرِ مکافات سِرشتَندیک سلسله را بَهرِ ملاقات گُزیدَند
۴
یک فرقه به عِشرت در کاشانه گُشادَندیک زُمره به حسرت سَرِ انگشت گَزیدَند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth