شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرندآن چه خواهی به سر نافهٔ تاتار آرند
۲
زال گردون به کلافی نخرد یوسف راگر بدین حسن تو را بر سر بازار آرند
۳
روز روشن ندهد کاش فلک جمعی راکز مه روی تو شمعی به شب تار آرند
۴
کشتگان تو کجا زندگی از سر گیرندکه نه بر تربتشان مژدهٔ دیدار آرند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth