شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنان که در محبت او سنگ می‌خورندخون را به جای بادهٔ گل‌رنگ می‌خورند
۲
من تنگ‌دل ز رشک گروهی که در خیالتنگ شکر از آن دهن تنگ می‌خورند
۳
قومی که خشت میکده بالین نموده‌اندباور مکن که حسرت اورنگ می‌خورند
۴
زاهد شبی به حلقهٔ مستان گذار کنتا بنگری که می به چه آهنگ می‌خورند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth