خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل نداند که فدای سر جانان چه کندگر فدای سر جانان نکند جان چه کند
۲
لب شکر شکنت رونق کوثر بشکستتا دهان تو به سرچشمهٔ حیوان چه کند
۳
جنبش اهل جنون سلسلهها را بگسستتا خم طرهٔ آن سلسله جنبان چه کند
۴
گرهٔ کار مرا دست فلک باز نکردتا قوی پنجه آن طرهٔ پیچان چه کند
صفحهٔ ۱ از ۴