خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کندچرخ مینا تا سحر گردش به کام من کند
۲
گر به جنت هم نشین با ابلهان باید شدنکاش دوزخ را خدا یک جا مقام من کند
۳
گرمتر از آتش حسرت بباید آتشیتا علاج سردی سودای خام من کند
۴
تا نریزم دانههای اشک رنگین را به خاکطایر دولت کجا تمکین دام من کند
صفحهٔ ۱ از ۴