شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که را که بخت، دیده می‌دهد، در رخ تو بیننده می‌کندوان که می‌کند سیر صورتت، وصف آفریننده می‌کند
۲
خوی ناخوشش می‌کشد مرا، روی مهوشش زنده می‌کندیار نازنین هر چه می‌کند، جمله را خوشاینده می‌کند
۳
هر گه از درش خیمه می‌کنم، جامه می‌درم، نعره می‌زنممن به حال دل گریه می‌کنم، دل به کار من خنده می‌کند
۴
هست مدتی کان شکر دهن، می‌دهد مرا ره در انجمنمن حکایت از رفته می‌کنم، او حدیث از آینده می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلات فع فاعلات فع فاعلات فع فاعلات فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth