خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقی کز خون دل جام شرابش میدهندچشم تر، اشک روان، حال خرابش میدهند
۲
هر که را امروز ساقی میکشد پای حسابایمنی از هول فردای حسابش میدهند
۳
هر که ماهی خدمت می را به صافی میکندسالها فرماندهی آفتابش میدهند
۴
هیچ هشیاری نمیخواهد خمارآلودهایکز لب میگون او صهبای نابش میدهند
صفحهٔ ۱ از ۳